تبليغاتX
HSE »حفظ نیروی انسانی و تاسیسات »بهره وری
Rahim Behvandpour or www.hooban.blogfa.com
HSE - HSE
ایمنی بهداشت حرفه ای محیط زیست

ایمنی برق(آسیب های برق)

کفش ایمنی

HSE RAHIM

با تشکر از دوست و همکارم:

مهندس جواد گائینی (کارشناسی ارشد مهندسی نفت) 

  • برای دانلود ایمنی برق بر روی HSE کلیک کنید.
  • برای دانلود مطلب مربوط به کفش ایمنی بر روی Hooban HSE کلیک کنید

هرگونه کپی برداری با ذکر منبع بلامانع میباشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 10:11  توسط رحیم بهوندپور | 

شاخص ارگونومیکی OCRA

 

Occupational Repetitive Actions

 

 

مهندس حکیمه نوری

 

کارشناسی ارشد بهداشت حرفه ای

 

دانشگاه علوم پزشکی ایران

قسمت 2

هر گونه کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است

مزاياي روش OCRA :

۱- کمی سازی سهم عوامل ریسک مختلف نسبت به مواجهه کلی

۲- آنالیز عمقی تر عوامل ریسک ( بويژه از لحاظ طراحي اقدامات پيشگيري كننده بعدي ) 

۳- روشی سریع برای جدا کردن افراد كه در معرض مواجهه با UL-WMSDS  مي باشند.

۴- روشهاي ارگونوميكي ارزيابي مواجهه در حد يك چك ليست و غربالگري مقدماتي مي باشند و تك تك وظايف، را در شيفت كاري در نظر مي گيرند ولي این شاخص علاوه بر تک تک وظایف به کل وظایف در هر شیفت کاری نیز توجه دارد.

۵- اين روش امکان شناسایی فاکتورهای ریسک چندگانه را فراهم مي آورد.

۶- حد آستانه آن بخوبی مشخص شده است

۷- برای اصلاح شرایط پیشنهاداتی ارائه  می دهد.

۸- این شاخص با اختلالات اسکلتی - عضلانی کاملا مرتبط است

۹- نواحی ریسک و سطوح ریسک به خوبی در آن تعیین گردیده است.

نمره شاخص OCRA-۱۰ به ما كمك مي كند تا ارتباط بين مشكلات و تصميم بر ضرورت تحقيق و تغييراتي كه در محيط كار بايستي ايجاد شود را بيابيم.

معايب :

۱- برخي از اختلالات مربوط به نقاط انتهايي اندام فوقاني وجود دارن كه نبايستي با شاخص اكرا مورد بررسي و پيش بيني قرار گيرند از آن جمله سندروم ارتعاش دست و بازو

۲-اين شاخص برای پیش بینی اختلالات خارج از اندام فوقانی نبایستی مورد استفاده قرار گیرد. مانند كمربند شانه اي، گردن و پشت.

۳-آزمایش قابلیت اعتماد و تغییرپذیری آن رسما ارزیابی نشده است.

۴- آموزش و تجربه مورد نیاز برای استفاده از این شاخص دقیقا تعیین نشده است.

مراحل اجراي روش OCRA :

شاخص مواجهه OCRA عبارت است از نسبت تعداد كل فعاليتهاي تكنيكي كه عملا در طي شيفت كاري انجام مي شوند به تعداد كل فعاليت هاي تكنيكي توصيه شده در طي شيفت كاري.

OCRA= Ae/Ar

كه در آن Ae تعداد كل فعاليتهاي تكنيكي كه عملا در طي شيفت كاري انجام مي شوند و Ar تعداد كل فعاليت هاي تكنيكي توصيه شده در طي شيفت كاري مي باشد. فرمول عمومي زير براي محاسبه تعداد كل فعاليت هاي تكنيكي توصيه شده كه بايستي در طي شيفت كاري انجام گردد بكار مي رود. 

Ae= [CF*(Ffx*Fpx*Fax)*Dx]*Fr

كه در آن :

1 و n تعداد وظيفه يا وظايف در بردارنده حركات تكراري اندامهاي فوقاني كه در طي شيفت كاري انجام شده

CF = ضريب ثابت تكرار فعاليتهاي تكنيكي در هر دقيقه، براساس يك رفرنس بكار رفته است.

Fa ،Fp، Ffفاكتورهاي ضريب، با رنج نمرات بين 0و 1 ؛ كه بر اساس رفتار عوامل ريسك نيرو، وضعيت بدني، عناصر و اجراء و حركات اضافي در همه وظايف انتخاب گرديده است.

Dx طول مدت هر وظيفه تكراري بر حسب دقيقه

Fr فاكتور ضريب، با نمرات در محدوده بين 0و 1، كه بر اساس رفتار عامل ريسك فقدان زمان بازگشت در طي شيفت كاري انتخاب گرديده است.

 در عمل، روش زير را براي تعيين تعداد كل فعاليت هاي توصيه شده كه مي توانند در طي شيفت كاري انجام شود بايستي بكار رود:

براي مطالعه هر وظيفه تكراري، اين روند با ضريب تكرار فعاليت مرجع در هر دقيقه ( 30 فعاليت در هر دقيقه ) شروع مي شود. از آنجائيكه ديگر عوامل ريسك (اعمال نيروي بيش از حد ، نوع حركات و وضعيت هاي بدن، فقدان زمانهاي بازگشت و وجود ساير عوامل ريسك تاثير گذار ) در حالت متوسط يا ناچيز مي باشند پس اين مدل، ضريبي براي هر وظيفه تكراري مي باشد.

براي هر وظيفه اي، ضريب تكرار را نسبت به وجود و ميزان نيرو، وضعيت بدن و عوامل ريسك هاي اضافي تصحيح مي نماييم. جداول تهيه شده نشانگر اين است كه اين مقادير بايستي در فاكتورهاي ضريب به عنوان تابعي از سطح عوامل ريسك ضرب گرد. به عنوان مثال :

CF)*Ffv*Fpv*Fav)*Dv=α

CF)*Ffz*Fpz*Faz)*Dz=β

بنابراين تكرار تصحيح شده حاصل براي هر وظيفه اي را در تعداد دقايق عملي و واقعي انجام هر وظيفه(Dz، Dv) ضرب مي نماييم.

مقادير بدست آمده براي وظايف مختلف را با هم جمع مي كنيم. ( اگر تنها يك وظيفه مورد بررسي قرار گرفته باشد، اين مرحله را حذف مي نماييم) به عنوان مثال :

 α+ β=π 

در نهايت، فاكتور ضريب ( كه تعداد و توالي زمانهاي بازگشت را در طي شيفت كاري در نظر مي گيرد) را در مقادير بدست آمده ضرب مي كنيم . *Fr=Ar π  

در نتيجه اين محاسبات، Ar تعداد كل فعاليت هاي توصيه شده در هر شيفت را ارائه مي نمايد . از اين رو، اين فاكتور بوسيله ضرب عوامل ريسك مختلف كه بر روي زمينه ها و شرايط تحت بررسي تاثير مي گذارند تعيين مي شود. Arمخرج كسر شاخص مفيد مواجهه را ارائه مي نمايد. صورت اين كسر به عنوان تعداد كل فعاليت هايي كه به طور موثر در محدوده همه اين وظايف تكراري مورد بررسي انجام گرديد(Ae) ارائه شده است. به عنوان مثال :

Ae تعداد كل فعاليتهاي تكنيكي انجام شده در محدوده وظيفه v در طي شيفت كاري به اضافه تعداد كل فعاليتهاي تكنيكي انجام شده در طي وظيفه z .

 در اين مرحله ما مي توانيم شاخص OCRA را محاسبه نمائيم:

OCRA= Ae/Ar

از نظر تئوريكي، وقتي شاخص مواجهه كوچكتر يا مساوي 1 باشد مواجهه مي تواند به طور فرضي بي اهميت و ناچيز يا حداقل قابل قبول فرض گردد. هنگامي كه شاخص مواجهه بزرگتر از 1 باشد، مواجهه چشمگير مي باشد. هر چه شاخص OCRA بزرگتر باشد، مواجهه بيشتر مي شود. از انجائيكه مقدار همه متغيرهاي دخيل در معادله مربوط به محاسبه شاخص مواجهه، هنوز در حد فرضيه هايي مستلزم اعتبار بخشي هستد براي مقاصد و اهداف عملي و كاربردي، عقلاني تر اين است تا سيستم طبقه بندي محتاطانه و محافظه كارانه اي در رابطه با نتايج شاخص مواجهه مبني برنگرش چراغ هاي راهنمايي رانندگي اتخاذ نماييم( سبز، زرد، قرمز)

در عمل براي درك بهتر شرايط موجود، تقسيم بندي زير مي تواند مفيد واقع شود:

نمرات شاخص مواجهه كمتر از 75/0 بيانگر اين است كه شرايط مورد بررسي، كاملا قابل قبول است( ناحيه سبز)

نمرات شاخص مواجهه در محدود 75/0 تا 4 ( ناحيه زرد) خط مرزي هستند ( غير حتمي و نامطمئن و مشكوك) . البته اگر چه مواجهه اساسي و بنيادي نيست ولي ممكن است چشمگير باشد و بنابراين پايش دقيق در رابطه با در نظر گرفتن تاثيرات بهداشتي، بايستي ارائه گردد.

نمرات شاخص مواجهه بيش از 4 ( ناحيه قرمز) كاملا چشمگير تلقي مي گردد و هر چه اين شاخص بيشتر باشد ريسك هم بيشتر مي شود. 

معرفي عوامل ريسك دخيل در محاسبه شاخص مواجهه :

1-ثابت تكرار فعاليت :

در هنگام آناليز حركات تكراري اندام هاي فوقاني، متغييري كه كاملترين مشخصه مواجهه مي باشد ثابت تكرار فعاليت مي باشد. وقتي كه فعاليت هاي تكنيكي، نقاط انتهايي اندام فوقاني را درگير مي كند، مشكل اصلي اين است كه در طول شيفت كاري، براي فعاليت هاي تكنيكي، سطح تكرار مرجعي تعيين نمائيم، آن هم زماني كه ديگر عوامل ريسك ناچيز و قابل چشم پوشي مي باشند.

در مقالات موجود، مقادير آستانه تكرار براي فعاليت هاي مشابه در محدوده بين 10 تا 25 حركت در هر دقيقه در نظر گرفته شده است. بدين ترتيب حتي اگر محدوده وسيعي از حركات مفصلي مورد باشند، فعاليت هاي تكنيكي كه تكرار بسيار بالا داشته باشند ( مثلا 40 بار در دقيقه) زمان لازم براي انقباض و انبساط ماهيچه را كوتاه مي كنند كه اين شرايط براي كارهاي طولاني ( داراي دوره زماني بيش از يك ساعت) قابل تحمل نمي باشد.

از آنجائيكه محاسبه اين شاخص براي محيط هاي صنعتي واقعي و زمانهاي نعين بكار مي رود معقول است كه ضريب ثابت تكرار فعاليت را برابر 30 فعاليت در هر دقيقه در نظر بگيريم. كه البته ممكن است در محيط هاي كار تغيير نمايد.

2- اعمال نيرو :

نیرو به طرز مستقیم تری تلاش بیومکانیکی ضروری برای انجام یک فعالیت معین یا مجموعه ای از فعالیت ها را بیان می نماید. نياز به اعمال نيرو در طي فعاليت هاي ناشي از كار ممكن است به حركت دادن يا گرفتن ابزارآلات و اشياء يا به نگهداري يك بخشي از بدن در يك وضعيت معين مرتبط باشد. كاربرد نيرو ممكن است به فعاليتهاي استاتيكي، يا به فعاليت هاي ديناميكي مرتبط باشد. برای تعیین فاکتور نیرو باید میانگین زمان اعمال نیرو نسبت به مدت زمان انجام آن به عنوان مبنای کار در نظر گرفته شود. دو روش مختلف براي ارزيابي كاربرد نيرو ي مرتبط با فعاليتهاي تكنيكي موجود در يك سيكل توصيه شده اند:

الف ) دينامومترها ( وسايل حركت سنجي ) :

اين روش براي فعاليت هاي درگير با كاربرد اهرم ها يا اجزاء ماشينها و اشياء توصيه شده است. يك دينامومتر مي تواند براي تعيين نيروي مورد نياز براي به حركت در آوردن اهرمها و با مجهز كردن به يك سطح شيب دار مناسب براي شبيه سازي فعاليت هاي كاري مشابه كارگران درگير مورد استفاده قرار گيرد. حتي تحت چنين شرايطي، هيچ يك از فعاليت هاي تكنيكي نيازمند بكارگيري نيرو نمي توتند به آساني توسط ابزارهاي دينامومتري مورد سنجش قرار مي گيرند.

ب) مقياس هاي دسته بندي روانشناسي :

در اينجا ارزيابي ذهني كارگر براي تعيين ميزان تلاش فيزيكي مورد نياز براي فعاليت هاي تكنيكي چرخه مورد نظر مي باشند.

3- وضعيت بدن و انواع حركات :

در مقالات مربوطه حد آستانه تكرار براي برخي فعاليت ها و حركات مشابه بيان شده است در اين راستا طرح تحقيقاتي CEN و طرح تحقيقاتي Kilbom مفيد بوده است. درمدلهاي ديگر كه براي تشريح حركات، وضعيت بدن و تكرار حالات مشابه پيشنهاد مي شوند( حركاتي كه حداقل بمدت 50% چرخه كار انجام مي شوند ريسك قابل قبولي را دربرمي گيرند. در مدلهاي مشابه كه اينگونه حركات بمدت يك سوم سيكل كار انجام مي شود كار را داراي ريسك قابل قبول مي دانند. هر شرايطي كه درآن زمان درگيري وضعيت بدني از اين مقدار بيشتر شودشرايط خطر را نيز بيشتر مي كند.

4- فقدان زمانهاي بازگشت :

زمان بازگشت، زماني است كه در طي آن يك يا چند گروه ماهيچه هاي معمول كه اساسا غير فعال هستند درگير مي باشند. اين فاكتور بايد با در نظر گرفتن كل شيفت كاري و توالي وظايف تكراري تعيين شود، در حاليكه ساير عوامل ريسك بايد از طريق در نظر گرفتن تك تك وظايف ( كه بايد در طي شيفت كاري انجام شود) تعيين گردند. دوره هاي استراحت و يا هر دوره اي كه شامل كار تكراري نيست مي تواند به عنوان دوره هاي بازگشت در نظر گرفته شود. موارد زير ممكن است به عنوان دوره هاي بازگشت مورد توجه قرار گيرند :

الف) وقفه هاي كاريف شامل وقفه استراحتي نهار

ب) دوره هايي كه در طي آن وظايفي انجام مي شود كه گروه هاي ماهيچه اي معمول درگير نيستند

ج) دوره هايي در طي يك چرخه كه در بردارنده فعاليتهايي است كه موجب استراحت كامل گروه هاي ماهيچه معمولا درگير مي شود كه بايستي به عنوان وقفه هاي بزرگ دسته بندي شوند. اين دوره ها بايستي دست كم 15 ثانيه پياپي باشند.

5- عوامل اضافي و تاثير گذار :

عوامل ديگري جدا از اين مواردي كه بحث شد مورد ملاحظه مي باشند با پيشرفت WMSDS مرتبط مي باشند. معمولا اين عوامل هميشه وابسته به كار هستند و بايد هنگام ارزيابي مواجهه مورد توجه قرار گيرند. اينها به عنوان عوامل اضافي ناميده مي شوند، نه به خاطر اينكه اهميت ثانويه دارند بلكه بيشتر به خاطر اينكه هر كدام از اينها ممكن است هم در زمينه شغلي مختلف وجود داشته باشند وهم ممكن است وجود نداشته باشند. عوامل ريسك اضافي ممكن است مكانيكي، محيطي يا سازماني باشند. عوامل محيطي و مكانيكي مي توانند مطابق با الگوي زماني مربوطه ( از لحاظ تكرار و مدت زمان) مورد تشريح و ارزيابي قرار گيرند. عوامل سازماني مي توانند مطابق با طبق بندي دسته اي ( حداقل بر مبناي وجود يا عدم وجود) مورد تشريح قرار گيرند.

ليست عوامل ريسك اضافي موجود:

عوامل ريسك مكانيكي :

الف) ارتعاشات دست و بازو ( كاربرد ابزارهاي ارتعاشي )

ب) حركات پيچشي سريع و ناگهاني اندام فوقاني

ج) حركت در بردارنده لرزش هاي برگشتي ( نظير چكش كاري بر روي سطوح سخت)

د) كاربرد دستكش هاي نامناسب

ه) اشياء داراي سطوح لغزنده و شيبدار

و) فشار موضعي بر روي ساختارهاي آناتوميكي دست يا ساعد به علت بكارگيري ابزارآلات، اشياء يا بست هاي موجد در محيط كار

ز) نياز به دقت بيش از حد در قراردهي اشياء ( دقت 1 ميلي متري در قرارگيري اشياء )

عوامل ريسك محيطي:

الف) مواجهه با سرما

ب) مواجهه با گرما

عوامل ريسك سازماني :

الف) وظايف سريع ماشيني

ب) وجوه پرداختي

ج) اضافه كاري روزمره

د) كار با سررسيدهاي كارگران

ه) حداكثر مقدار بار كاري اضافي ناگهاني

و) فقدان آموزش .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 14:29  توسط رحیم بهوندپور | 

شاخص ارگونومیکی OCRA

 

Occupational Repetitive Actions

 

 

مهندس حکیمه نوری

 

کارشناسی ارشد بهداشت حرفه ای

 

دانشگاه علوم پزشکی ایران

 

قست ۱ 

 

 

شاخص اکرا ( شاخص فعالیت های تکراری شغلی) :

(Occupational Repetitive Actions ) OCRA Index

یک شاخص مفید برای ارزیابی مواجهه با فعالیت های تکراری اندامهای فوقانی می باشد، به عبارت دیگر شاخص مفید مواجهه یا OCRA یک ابزار سنجشی است که رابطه بین تعداد حرکات روزانه که عملا بوسیله اندامهای فوقانی در وظایف تکراری انجام می شود و تعداد حرکات توصیه شده مربوطه را تعیین می کند.

تعداد حرکات توصیه شده بر مبنای یک ضریب ثابتی (30 حرکت در هر دقیقه) که می تواند از وضعیتی به وضعیت دیگر بر اساس تابعی از وقوع و ویژگیهای سایر عوامل ریسک ( اعمال نیروی بیش از حد، وضعیت بدنی نامناسب، سایر عومل اضافی و تاثیر گذار و فقدان زمانهای بازگشت ) کاهش یابد مورد محاسبه قرار می گیرد. این روش برای اولین بار در سال 1998 توسط آقای Entrio Occhipinti  در شهر میلان ایتالیا ارائه گردید و توسط آقای D.Colombini از واحد تحقیق ارگونومی حرکات و وضعیت های بدن اصلاحات لازم انجام و تکمیل گردید. از لحاظ تجربی، شاخص مواجهه می تواند برای بدست آوردن یک ارزیابی مفید و کلی از عوامل ریسک مختلف مورد آنالیز بکار رود، همچنین برای طبقه بندی سناریو های شغلی در بردارنده تماسهای متنوع و عمده با چنین عوامل ریسکی بکار می روند. بر مبنای اطلاعات اولیه بنیانگذار این روش، پیشنهاد می گردد ه شاخص اکرا بیش از 4 باید به عنوان یک شغل با ریسک بالا مورد ملاحظه قرار گیرد. مقدار شاخص مواجهه از 8/0 تا 4 به عنوان یک شغل با ریسک متوسط تلقی می گردد.

این طرح تحقیقاتی هنوز که هنوزه بایستی بوسیله مطالعات مستمر و مشابه و کاربرد بیشتر به اثبات رسیده و اعتبار و روائی آن مورد تحقیق قرار گیرد. ضمنا از لحاظ ادراکی این شاخص بر مبنای روش توصیه شده بوسیله NIOSH برای محاسبه شاخص بلند کردن بار و فعالیتهای حمل دستی قرار دارد. همانطور که قبلا بیان گردید این شاخص مواجهه در این موارد بر مبنای ارتباط بین حرکات روزانه که عملا بوسیله اندام های فوقانی در وظایف تکراری انجام می گردد تعداد حرکات توصیه شده مربوط به آن قرار دارد. که تعداد حرکات توصیه شده بر مبنای یک ضریب ثابتی ( 30 حرکت در هر دقیقه) محاسبه می شود که تحت عنوان ضریب تکرار حرکت نامیده می شود که این عدد ثابت به خاطر اعتبار بخشی به این فرضیه تحت عنوان شرایط بهینه قلمداد می گردد . که ضریب ثابت مذکور، می تواند از وضعیتی به وضعیت دیگر بکارگیری عوامل مناسب به عنوان تابعی از وقوع و خصوصیات عوامل ریسک مختلف کاهش یابد.

عوامل ريسك اصلي مشخص كننده مواجهه شغلي شامل تكرار حركت اعمال نيرو، نوع حركات و وضعيت هاي بدن، توزيع زمانهاي بازگشت و وجود ساير عوامل ريسك تاثير گذار (عوامل اضافي ) مي باشند. موسسان اين روش براي هر عامل ريسكي روشي را براي تشخيص كاربردي در محيط هاي كاري و نيز معيارهايي را براي دسته بندي و تفسير نتايج بدست آمده يشنهاد كرده اند.  

عوامل ريسك مختلف مورد توجه با استفاده از اعداد و ارقام يا شاخص هاي دسته بندي شده به نحوي كه در نهايت امر منجر به يك شاخص مفيد مواجهه مي گردند.

در رابطه با بررسي صحت مطالعات و بررسي هاي انجام شده بوسيله كشورهاي مختلف با توجه به شرايط عملكردي و قانوني ايتاليا، يك استرات‍ي در رابطه با برنامه بررسي بهداشتي در مورد اختلالات اسكلتي عضلاني ناشي از كار اندامهاي فوقاني طرح ريزي گرديده است. و متعاقب آن يك برنامه ريزي غربالگري بر مبناي تحقيقات متوالي انجام شده ارائه گرديد.

در نهايت يك دستور العملي براي طراحي مجدد شغلهاي درگير با وظايف تكراري ارائه مي گردد اقدامات ژيشگيري كننده در رابطه با كاهش بروز اختلالات اسكلتي عضلاني اندامهاي فوقاني در وظايف تكراري مي تواند به سه گروه ساختاري، سازماني و آموزشي تقسيم گردد.

هرگاه كه ارزيابي، آسيب ها و عوامل ريسك تعيين شده را نشان دهد در اغلب اوقات در محدوده يك چارچوبي از اقدامات مناسب كنترل عمل مي گردد. تدابير و اقدامات ساختاري به بهينه سازي چيدمان بخشهاي كاري و تجهيزات و ويزگيهاي ارگونوميكي ابزارآلات و تجهيزات كاري مربوط مي شود. اين چنين اقدامات و تدابيري براي كاهش مشكلات ايجاد شده بوسيله اعمال نيروي بيش از حد و وضعيتهاي بدني نامساعد و نامناسب به كار مي رود. اقدامات سازماني ضرورتا به طراحي شغلي ( نظير توزيع وظايف، سرعتها و وقفه هاي كاري ) مرتبط مي باشد. اين اقدامات براي كاهش مشكلات مرتبط با حركات متناوب و كاملا تكراري، وظايف بسيار طولاني و زمان هاي بازگشت نامناسب به كار مي روند.

در اقدامات آموزشي هدف كاهش تناوب برخي حركات بوسيله كارگران با استفاده از اندامهاي فوقاني شان به حد محدوده هاي قابل قبول و مجاز مي باشد.

اين روش امان تشخيص و شناسايي طرحهاي مناسب و برنامه ريزي اقدامات كنترلي موثر بر طرحهاي توليدي و هزينه هاي مصرفي را امكان پذير مي سازد.

اطلاعات و داده هاي حاصل از دستگاههاي فلزي مونتاژ خودكار، صندوق داراي سوپر ماركت، بسته بندي و قسمت هاي مختلف ديگر براي ايجاد اين ابزار مورد استفاده قرار گرفته است. همچنين نتايج تحقيقات كلينيكي توسط Ricci و همكارانش در سال 1998 روي تمام كارگران استخدام شده در فرايندهاي تحت مطالعه فوق بدست آمد در تكميل اين روش مورد استفاده قرار گرفته است.

بعلاوه يك گروه مرجع نيز در اين مطالعه شركت داشتند و در اين مطالعه كارگراني شركت داشتند كه در طول دوران كاريشان هرگز با ريسك فاكتورهاي اندام فوقاني مواجهه نبوده اند. در اين گروه ميزان شاخص مواجهه OCRA ، 5/0 تعيين گرديد. 

محققان ارتباط معني داري بين اختلالات و ناراحتي هاي اسكلتي – عضلاني مرتبط با كار اندام فوقاني ( شامل التهاب تاندونهاي اندام فوقاني( ساعد و شانه )، سندروم هاي عصبي ( سندروم تونل كارپال و سندروم تونل كوبيتال ) و اپي كندليت هاي مياني و انتهايي حاصل از آزمايشات كلينيكي و فيزيكي و شاخص مواجهه OCRA يافنتد. اين شاخص با ارائه شاخص مواجهه ( عدد ريسك)، مي تواند سطوح ريسك و نيز سطوح عملكردي ( منظور نواحي ريسك سبز، زرد، قرمز ) را با هم مورد مقايسه قرار دهد.

متغير هاي ريسك و نمره شاخص OCRA از اصول فيزيولوژيكي، بيومكانيكي و اپيدميولوژيكي نشات مي گيرد.

مدل معمول ارزيابي :

مدل معمول و توصيفي ارزيابي براي همه كارگران در معرض مواجهه در شرايط و حالات معين به سمت ارزيابي چهار مجموع فاكتور ريسك كليدي منتهي مي شود كه عبارتند از:

حركات و وضعيت بدني نامناسب، اعمال نيروي بيش از حد، تكراري بودن حركات، فقدان بازگشت مناسب و كافي . اين فاكتورها به عنوان تابعي از زمان ( خصوصا مدت زمان چرخه مربوطه ) ارزيابي مي شوند. فاكتورهاي ديگر نيز بايستي مورد توجه قرار گيرند. اين فاكتورها را فاكتورهاي اضافي يا عوامل تاثير گذار مي نامند.

 هر فاكتور ريسك شناسايي شده به طرز مناسبي توصيف شده و طبقه بندي گرديده است. اين مسئله، امكان شناسايي شرايط ويژه و فعاليت هاي پيشگيري كننده اوليه را براي هر فاكتور ريسك مقدور مي سازد و نيز امكان هماهنگ سازي همه اين فاكتورهاي ريسك سهيم در مواجهه كلي را در محدوده يك چارچوب كلي معمول ميسر مي سازد. از اين لحاظ ممكن است دسته بندي نتايج به طور كمي يا به گروههاي مختلف مفيد واقع شود. روش پيشنهاد شده براي ارزيابي ريسك چند مرحله اي مي باشد كه به ترتيب زير است:

با دقت به نوع وظیفه یک شغل توجه نمایید كه شامل آن مواردي است كه در چرخه تكراري مشابه براي طول مدت زمان قابل توجهي روي مي دهند. 

توالی فعالیت های تکنیکی را در چرخه های ارائه شده مربوط به هر وظیفه پیدا نمایید.

عوامل ریسک را در محدوده هر( حركات تكراري، نيروي اعمالي، وضعيت بدن، فاكتورهاي اضافي) سیکل تشریح و دسته بندی نمایید.

اطلاعات مربوط به چرخه ها را در هر وظیفه برای کل شیفت مرتب کرده ، مدت زمان و توالي و ترتيب وظايف مختلف و دوره هاي بازگشت را در نظر بگيريد.

یک ارزیابی ساختاری و مختصري از عوامل ریسک برای شغل مربوطه به عنوان يك مجموعه كل  تهیه نمایید.

آناليز هاي سازماني :

آناليز هاي سازماني بايد بر آناليزهايي از چهار فاكتور ريسك عمده و عوامل اضافي مقدم باشد. ضرورت دارد تا روي طول مدت واقعي وظايف تكراري و وجود و توزيع دوره هاي بازگشت تمركز نمائيم. شيفت كاري سازماندهي شده ممكن است شامل يك يا تعدادي وظايف كاري باشد. در عوض، هر وظيفه ممكن است بوسيله چرخه ها يا انواع ديگري از روشهاي اجرايي مشخص گردند. اگر وظيفه مربوط به صورت چرخه هايي از فعاليت هاي تكنيكي مشخص گردد، آن وظيفه به عنوان وظيفه تكراري قلمداد مي گرددو اگر وظيفه مربوطه به عنوان كنترل عمليات ( معاينه، بازديد) مشخص گردد و نه حركات درگير يا فعاليتهاي تكنيكي نامناسب، آن وظيفه به عنوان يك دوره بازگشت اندام فوقاني تلقي مي گردد.

وظايف داراي فعاليت هاي مكانيكي غير تكراري به عنوان وظايف غير تكراي تعريف شده ( نه به عنوان دوره بازگشت ). تعداد چرخه هايي كه در محدوده يك وظيفه تكراري طرح ريزي شدند، و طول مدت كلي هر چرخه بايد در اين ميان مورد محاسبه قرار گيرد. تعداد قطعاتي كه بايستي در طي شيفت كاري كار شوند مطابقت دارند.

ادامه دارد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 11:56  توسط رحیم بهوندپور | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
رحیم بهوندپور کارشناس HSE و دانشجوی کارشناسی ارشد HSE-MS علوم و تحقیقات تهران و شاغل در شرکت ملی نفت ایران -
اغلب در زمینه ایمنی و بهداشت صنعتی اعم از ( Risk Assesment (HAZOP - FMEA - FTA و (PTW(Permit To Work و همچنین شناسایی، تعیین نقاط، اندازه گیری و ارزیابی (مقایسه با استاندارد) عوامل شیمیایی و عوامل فیزیکی (صدا - روشنایی - WBGT - گازها و بخارات) کار میکنم و سابقه بازدید و بازرسی بیش از 300 واحد صنعتی دارم و علاقه زیادی به علم ارگونومی دارم.
×تصویر زمینه اثری از داوینچی و نمادی از علم ارگونومی و هوبان نام یکی از پادشاهان ساسانی میباشد*

HSE
Image by Rahim:Health Safety Environmental -
مطالب
**##^^لینک تمامی مطالب وبلاگ^^##**
آتش سوزی ناشی از پیروفریک آهن Pyrophoric Iron Fire
قوانین طلایی کار در ارتفاع
سردرد و پیشگیری از آن در محیط کار
قوانین طلایی ایمنی ورود به فضای بسته
قوانین طلایی ایزالاسیون
قوانین طلایی مجوز کار
تصاویر روش بلند کردن ارگونومی بار
**ایمنی هلی کوپتر Safety Helicopter
**ورزشهای کمر
آرشیو مطالب
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
پیوندها
ILO سازمان بین المللی کار
* انجمن دولتی بهداشت صنعتی آمریکاACGIH
* اداره ایمنی و بهداشت صنعتی آمریکا OSHA
* انگلیسHSE
* ایمنی و بهداشت صنعتی استرالیا
* مرکز ایمنی و بهداشت صنعتی کانادا CCOHS
***سایت نفت نیوز (جدیدترین خبرهای حوزه صنایع نفتی)
* مهندس مهران قلعه نوعی
* مهندس حسن غلامی
* دکتر محمدفام
*استانداردهای HSE کانادا
* ارگونومی دانشگاه OKLAHOMA
* استانداردهای OSHA
*مهندس دادورعبدالله دادور
*ایمنی تاج امیری
*ایمانزاده
*امیر نژاد
*بهداشت محیط بندر ریگ
* msds farsi
*بهداشت حرفه ای ساوه
* مهندسی بهداشت محیط
* مهندس کاظمی
*علیرضا جلالی
*رضا نازی اقدم
* وبلاگ موژ (بهداشت محیط و صنعتی)
* مهندس احمدوند
* جواد طایفه
* مهندس ید اللهی
* بهداشت حرفه ای زنجان
* مهندس حاتمی
*وبلاگ اقای کمالی فر
* وبلاگ اقای توکلی
*فیزیک علم و صنعت
* مهرزاد ابراهیم زاده
* بهنام شفيعي
*...و اما عشق (علی عزتی)
*محمد میلاد ناظران
*بهنام شفیعی
*MSDS شرکت ملی صنایع پتروشیمی
*
*محسن عسگری
*بهداشت محیط کاوه
*مهدی میرهاشمی
*ایمنی و بهداشت ماهشهر
*فرشتگان ناجی
* hse بیدبلند
*مهندس حنفی
*مرد نفتی
*در صنعت ساختمان HSEQ
*سایت www.iranhse.ir در حال راه اندازی
*محمدرضا علائی نژاد
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


طراح قالب دیجیتال کیوان

Safety Health Environmental داغ کن - کلوب دات کام داغ کن - کلوب دات کام Check Google Page Rank
 
HSE - HSE

هر یک از ما دارای این حق و مسئولیت میباشیم که در ارتباط با اعمال و شرایط ناایمن و فعالیت های مغایر با ایمنی ، بهداشت صنعتی و محیط زیست دخالت کنیم